ميرزا محمد حيدر دوغلات

69

تاريخ رشيدى ( فارسي )

نظم : « 1 » سر كينه‌جوى از تن بدنهاد * به خنجر ببريد و برگشت شاد « 2 » و امان سربدال در پى برادرش ترمش كرده او را به دست آورد و كارش بساخت . بيت : « 3 » سرش را هماندم ز تن باز كرد « 4 » * دد و دام را از تنش ساز كرد و سر دو را به پايه سرير اعلى رسانيد . آرى آستان سلطنت آشيان « 5 » حضرت صاحب‌قران حواله‌گاه سر سروران دوران بود . هر « 6 » سر كه به پاى خود نبردند ، « 7 » به دست ديگران رسانيده شد . سرى كه نيست به آن « 8 » آستان جبين فرسا * حواله‌اش نكند چرخ جز به سنگ جفا « 9 » و از جماعت امرا كه حضرت اعلى ايشان را به جانب جته « 10 » كه عبارت از مغولستان است 180 [ فرستاده ] « 11 » بود « 12 » سار « 13 » بوغا و عادلشاه چون ولايت خالى 181 يافتند « 14 » ، انديشه خطا كرده ، ختاى بهادر و ايلچى بوغا را « 15 » بگرفتند و همدمى كه حضرت صاحب‌قران او را در اندكان « 16 » به داروغگى گذاشته بود ، به « 17 » ايشان موافق شد و ايشان ايل خود ، جلاير و قپچاق « 18 » را جمع آورده عازم سمرقند شدند و حصار شهر را محاصره آغاز نهادند . اهالى شهر ( 32 پ ) به زخم تير ديده‌دوز و ناوك جگرسوز نگذاشتند ايشان را گرد شهر بگردند و امير آقبوغا كه در شهر حاكم بود ، صورت واقعه « 19 » عرضه داشت « 20 » استاد كمالى پايه سرير سلطنت مصير كرد « 21 » و موكب همايون از كات « 22 » 182 گذشته به خاص رسيده بود كه اين خبر به مسامع عليه پيوست ، از همانجا « 23 » مراجعت نمود و اميرزاده

--> ( 1 ) . نت : فرد . ( 2 ) . نگ : - نظم سر كينه . . . شاد . ( 3 ) . نت : - بيت . ( 4 ) . نگ : - بيت . . . كرد . ( 5 ) . نت : ايشان . ( 6 ) . نت : سروران رسانيده شد هر . ( 7 ) . نت : + آنجا . ( 8 ) . نت : - آن . ( 9 ) . نگ : - آرى آستان . . . سنگ جفا / نت : به جور و جفا . ( 10 ) . نت : حبه . ( 11 ) . نب ، نت : - فرستاده . ( 12 ) . نت : + و . ( 13 ) . نت : ساير . ( 14 ) . نت : خالى يافته‌اند . ( 15 ) . نت : - را . ( 16 ) . نگ : + [ اندجان ] . ( 17 ) . نت : با . ( 18 ) . نت : قبحان . ( 19 ) . نت ، نگ : + را . ( 20 ) . نگ : واقعه را به تيمور نوشت . ( 21 ) . نگ : - عرضه داشت . . . مصير كرد . ( 22 ) . نت : كارت . ( 23 ) . نت : از آنجا .